مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

463

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

سرخ ، بورهء پياز عنصل ، شيطرج ، عاقرقرحا ، شونيز ، پوست بيخ كبر و ذراريح و سركه يك درم اطريلال « 1 » با دانگى عاقرقرحا بسايند و به عسل سرشته ، بدهند « 2 » و يك دو ساعت در آفتاب نشانند ، چندان كه عرق كند ، باشد « 3 » كه همان زمان يا روزى دگر آبله زند و زرداب « 4 » برود و صحّت يابد . باب سيزدهم در سقطه و ضربه و ردادى و مجبّرى و سوختگى اعضا و فساد اطراف به سرما و جراحات مشتمل بر شش فصل : فصل اوّل : در سقطه و ضربه و مضروب به چوب و تازيانه اگر كسى از بلندى بيفتد يا چيزى مثل ديوار بر وى افتد يا ضربه‌اى بر وى زنند يا سر بشكند ، علاج مشترك ميان « 5 » اين مجموع فصد و حجامت كردن است از جانب مخالف ، اگر نيز در بدن غلبهء خون نبود ، مگر در آن موضع تفرّق اتّصالى شود و خون « 6 » برود . پس بر تليين طبيعت اقتصار بايد نمود و حقنهء ليّنه و راوند به آب سگنگور و قند دادن و فلوس خيار چنبر به عرق كاسنى و روغن بادام و قند و « 7 » بر آن عضو از اين ادويه ضماد نهند : گل ارمنى سه درم ، برگ سرو و گل سرخ از هريك « 8 » پنج درم ، صبر ده درم ، ماش بيست درم

--> ( 1 ) . اطريلال ( آطريلال ) : مأخوذ از يونانى . گياهى معمول در طب كه قازى آغى ( قازيانى ) گويند ، يعنى پنجهء غازچه ، نورستهء اين گياه شبيه به پنجهء غاز است و يكى از اجزاى سبزى صحرايى مىباشد . ( ناظم الاطّباء ) . ( 2 ) . س : بمالند . ( 3 ) . س : + باشد . ( 4 ) . ل : زردانه . ( 5 ) . س : - ميان . ( 6 ) . س ، د : چون . ( 7 ) . س ، د : چون . ( 8 ) . س ، ل : - از هريك .